X
تبلیغات
مكتب خونه!
مكتب خونه!

دفتر ، دستك ملا ها

بسم الله الرحمن الرحیم

 

 از برای دانشجو نامیده شدن راهی بس دراز در پیش است

از بر همی کردن دروسی در شامگاه آزمون سودی ما نداشتندی که در این صورت حال و روزمان مصداق این بیت شعر خواهد شد: دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند، کچـلی را بگرفتند و سـرش شانه زدند

خب میگفتمی; برای اینکه درستان را نیکو بیاموزیدندی(!) به مطالعه و مباحثه پیرامون آن همی نیازمندیم.پهپادهای ذهنتان را به گاه مطالعه به جولان درنیاورید آن وقت میبنید که برای همه امور وقت کافی دارید!

سخنان گهربار فراوانی در خصوص روش درست زندگی از بزرگان دین و اندیشه بیان شده اما شاید این جمله که پشت وانتی در خیابان دیدم پر بیراه نباشد " نیم کیلو باش آدم باش!"

چشمانتان را همی خیره میبینم! درس گذشته را نیز از بر نکرده اید آری؟ پس دوباره با من تکرار کنید

ب با زبَر چی میشه؟؟       بگویید : بَ بَ بَ میشه

ب با زیر چی میشه؟؟       بگویید : بِ بِ بِ میشه

از هم اکنون نیازمند مطالعه هستیم

انجمن عدم حمایت از دانشجو نماها(!)

نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1391ساعت 23:54 توسط ملای مشق| |

به نام آفریدگار بلند مرتبه

سلامی به دوستان دوست

بازهم امتحانات ونخواندن ها ودقیقه نودی ها ودرجستجوی سوالات و.....اما این بار نیافتن تنها یک سوال!!!

با این روزهای تعطیل ،گویی همه جا به یک باره تعطیل شده وحتی سایت ها هم به تعطیلات تابستانی رفته اند ودستان جمعی از دوستان را که درپی علم اندوزی بوده اند را درپوست گردو بگذاشته اند وخاطرشان را مضطر کرده اند.

اما خیال آرام خود را حتی به اندازه دانه خردلی ناآرام نفرمایید که ما اینجا هوای دوستان را داریم!

 

اینجا هوا همیشه بهاری است!

لینک دانلودفایل انقلاب

به ادامه مطلب توجه فرمایید

نوشته شده در جمعه دهم شهریور 1391ساعت 12:30 توسط ملاي درس|

بسم الله الرحمن الرحيم

 

بدين وسيله از آموزشياران بسيار خوش ذوق كه در طول امتحانات سعي

 كردند ما را سورپرايز كنند آن هم به نحوي باورنكردني! تشكر و  قدرداني مي كنم

در ابتدا بر خود لازم ميدانم از آموزشيار فقه الحديث1 كه طبق اطلاعيه و

 برگه آزمون24 سوال تستي طرح شده بود اما در كليد وبلاگ آزمون 32

سوال با پاسخ درج شده بود!!! تشكر كنم،كه در اين صورت نمره اين درس

 از 23.5 محاسبه مي شود.دست بوسم استاد

از آموزشيار گرامي روش تبليغ در قرآن و سنت كه يك شعر و سخن ادبي

 از متن جزوه را انتخاب نموده بودند و شاعر و گوينده آن سخن ادبي را

خواستار شدند! كمال تشكر را دارم،حتي تاريخ ادبيات ها در آزمون

 فارسي حذف شده بود!

و بگويم از سند شناسي احاديث كه در سوال8 با توجه به سخن آيت الله

خويي منظور از ابن سنان ،محمد بن سنان است و ضمير عنه به علي ابن

 ابراهيم بر مي گردد،آخر احمد بن محمد بن خالد كي از پدرش حديث نقل

 كرده كه اين بار دومش باشد؟! گزينه دال دارد جيغ بنفش مي كشد كه من

 درستم ولي الف صحيح شمرده شده!

نپرسيد از فارسي كه دو سوال از حذفيات درس طرح شده بود،هر چه در

 مخيله ي خود جستجو نموديم اثري از اين موارد نيافتيم نگو كه خودشان

گفته بودند حذف است ولي به گاه طرح سوال تصميم كبري گرفتند كه

حذف نباشد و رازداري كردند و از تصميمشان با دانشجوها سخني نگفتند!

 

اي جانم زبان تخصصي 2! اي جانم! اي جان............

اگر اين ابتكارات آموزشياران عزيز دل،نبود كارنامه ما بيش از اين نمرات

 عالي داشت

راستي چه خبر از اساتيد؟ كجايند آن مردان بي ادعا؟ به راستي آن

 بزرگواران از اين دانشكده خراميدند و رفتند! و ما را بيچاره ناميدند و رفتند!

 ما جاماندگان غافله ي محفل استاد و دانشجوييم...آه ....

 پروردگارا! ما را از بلاي آموزشياران خوش ذوق به سلامت به سرمنزل

 كارشناسي برسان

آميـــــــــــــــــــــــــن

 

نوشته شده در یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 19:50 توسط ملای مشق| |

 نام خدای مهربون

سلاااااااااااااام

بعداز مدتی مدید ،درواپسین روزهای

شهریوروآغازین روزهای ترم جدید،خواستم

مطلبی بنویسم؛شایدبعضی ها با خود اندیشه

 کرده باشند که حقیربه سرای ابدی سفرکرده

که ازاو خبری نیست!

اما زهی خیال باطل !

ماکه به این آسانی به حضرت عزرائیل

جواب بله نمیدهیم !

بعد ازچند ترم دست وپنجه نرم کردن

 با مشکلات عدیده به لطف الهی این ترم

با رفع اکثر مشکلات درکنار شما هستم

به همراه دوست عزیزورفیق

شفیقم ملای مشق!

شاید این طور فکرکنیدکه وقت

شما نزدما امانت است!

نه جانم ما امانت قبول نمیکنیم !!

حال که زیاداصرارمیفرمایید

مطلبی نغز از کتابی نغزتر برایتان

نقل میکنم که شاید مفید فایده باشد!

**********

ازکسی پرسیدند پیری چیست؟

((گفت:پيرى يعنى اعضايت سست ، قوايت پست ،

سينه ات تنگ ، پايت لنگ ، كمرت خم ، ضعف بصر، درد كمر،

ثقل سامعه ، ضعف هاضمه ، آب مرواريد، پا درد، چروك صورت ،

 سفيدى موى سر و رو، بعد مى گويد آى !

همه جايم درد مى كند و بعد آرزوى مرگ مى كند))

پس

دریاب این جوانی را جوان!!

توصیه از امام خمینی قدس سره

از مكايد بزرگ شيطان و نفس اماره آن است كه جوانان را وعده صلاح و

اصلاح در زمان پيرى مى دهد، تا جوانى با غفلت از دست برود،

و به پيران وعده مى دهد به طول عمر

 و لحظه آخر با وعده هاى پوچ انسان را از ذكر خدا و اخلاص باز مى دارد،

 تا مرگ فرا برسد و در آن حال ايمان را اگر تا آن وقت نگرفته باشد، مى گيرد

**************

جوانى بر سر كوچ است ، درياب اين جوانى را

 

كه هرگز كس نمى بيند، دوباره زندگانى را

 

خميده پشت از آن گشتند، پيران جهان ديده

 

كه اندر خاك مى جويند، ايام جوانى را

 

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 21:0 توسط ملاي درس| |
 

الوصیة من الملا بالاصدقاء(!)

 

السلام علیکم و الرحمة الله

 

من الاحوالاتنا خواسته باشید الملالی نیست الا

 

 تقریب الامتحانات.کان الامتحانات الابایان ترم

 

 اجل المعلق اذا یتخرب فوق رأسنا انه لا ندری

 

چه نکون؟!الان الوقت المناسب لمرور الدروس

 

الامتحانیة،لأن ادعوا بالمراجعة البیوندهای

 

 یومیةو دانلود الخلاصات و الترجمات و کل

 

المکنونات الداخلیة فی هذا البیوند.لا تردیدفی

 

القلبنا انهم مفیدة و جیدة لمطالعة الدروس و

 

 المرور قبل الامتحان.علی کل حال ملاها(!)

 

ستذهبان بالمطالعة الدروس انشاالله لأنه لا مراجعة

 

 لملاهاو یقولون ارسل فلان خلاصة او فلان ترجمة

 

 بالمیزکار،لذلک ملاها الدرس و المشق لا موجود فی

 

 الدسترس(!)

 

ارجو لموفقیت کلهم الاصدقاء الغرام(=گرامی)

 

 فی کل الامتحانات الحیاتهم

الحیاة حلوة

 

و الدنیا بخیر

 

 روش دانلود کردن فایلها

نوشته شده در پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 16:2 توسط ملای مشق| |
 

هستم اگر نیستم،گر نروم می روم!!!

مدتی مدید از برای نوشتن در مکتب خانه له له همی زنیم اما چه سود که مجالی

 دست نداد تا به خدمت دوستان خود رسیم.درب مکتب خانه با پشتکار و تلاش

 شبانه روزی دو ملا(دقت بفرمایید دو ملا!!) تخته همی شده بود،احوالات ملای

 درس را خواسته باشید ملالی نیست جز اینکه گویی اقدام به ساخت کاشانه ای

 جدید نموده با شریکی نو و دیگر اثری از او برجای نیست،به یابندگان این

عزیز مژدگانی خوبی هبه خواهد شد!

القصه در سرای مجازی ما هنوز آنان که میخواهند درسی از برای مدرکی

 بخوانند کما فی السابق فراوانند و آن که می داند چه می خواند و چرا می خواند

(همچون ما!) همانند پیازداغ روی آش کم اند! و ای من به قربان یال و کوپال

 آنانی  که از ابتدای ترم به دنبال گرفتن تحقیق و تمرین هستندی و در این امر

 ازهیچ کوششی فروگذاری نکردندی همی بروم!

در این شب فرخنده فرصت را غنیمت  شمردمی تا به محضر شما نیکان همی

برسم و عرض تبریکی و عذر تقصیری و اندک خلاصه ای  پیشکش نمایم.برای

 دانلود خلاصه های جدید به پیوندهای روزانه نظری بیفکنید

(باز هم بگویید ملای مشق بد بود)

 

 عید میلاد و روز مادر بر همه شما مبارک

 

 

نوشته شده در سه شنبه سوم خرداد 1390ساعت 0:16 توسط ملای مشق| |

هو القادر

 

بازجویی از مسئول واحد آزمون

 

خودتان را معرفی کنید؟

ملک الموت!

 

در خانه به چه اسمی شما رو صدا میکنن؟

ملک جان

 

در مقابل کارهای غیر اخلاقیتان من جمله ایجاد رعب و وحشت در قلوب

 دانشجویان و ایجاد بی خوابی و حتی آزار و اذیت در همان خوابهای چند دقیقه ای

 چه دفاعی از خودتان دارید؟

طبق کنوانسیون ژنو با من برخورد شود

 

بدترین نمره ای که گرفته اید چند بوده؟

بیـــــــــــــــــــب

 

آیا در کودکی دچار سرخوردگی شده اید که این شغل را انتخاب کرده اید؟

از بس معلمام سوالت سخت طرح میکردند

 

از اینکه از استرس آئورت دانشجویان را دچار گشادی بیش از حد می کنید چه حسی دارید؟

احساس قدرت

 

طراحان سوال چند کلاس سواد دارند؟

شرمنده

 

چرا اکثرا در امتحانات سوالات اشتباه وجود دارد؟

شما که اشتباه جواب بدید درست میشه ، منفی در منفی میشه مثبت

 

سه بار بگویید سوالات استاندارد

سخته بریم سوال بعدی

 

استاندارد از نظر شما = استان دارد؟

یه همچین چیزایی

 

با چه سازمانهایی در ارتباط هستید؟

سازمان حمایت از افراد غیر قابل حمایت

 

کی شما رو فرستاده اینجا از مردم انتقام خون پدرشونو بگیرید؟

همونی که منو استخدام کرد

 

دیشب چه خوابی دیدید؟

غنیمتهای جنگ جهانی دوم

 

چرا در یاهو حضور پیدا نمیکنید؟ از چه کسی فرار میکنید؟

از دانشجویان خوناشام

 

چه سالی وارد گروهک تروریستی آزمون شدید؟

از همون بدو تولد دانشکده

 

چقدر حقوق میگیرید؟

چندر غاز با چند تا تراول

 

هم دستاتونو معرفی کنید. شما کاملا لو رفتید

یه وبلاگ فکسنیه دیگه هم دست ندارم والا

 

تا حالا تقلب کرده اید؟ راستشو بگید به کسی نمیگم(فقط مینویسم)

شما چی، تقلب نکردید؟

 

سر کنکور اون کیک و آبمیوه رو خوردید یا نه؟

آره اتفاقا خیلی چسبید به بدن

 

چرا کلید سوالارو دیر میذارید؟

آخه با اون سوالای غلط غلوط کلید از کجا بیارم؟ انصاف داشته باشید

 

حالا با شما چیکار کنیم؟

بسپارید به دست سرنوشت بهم کاری نداشته باشید جون مادرتون

 

دل رحمیم دیگه چه کنیم

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم آذر 1389ساعت 14:57 توسط ملای مشق| |

بسم الله الرحمن الرحیم

 

آیا اطمینان داری.......؟؟؟

 

کوهنوردی حرفه ای برای فتح قله اورست به رشته کوههای

 هیمالیا سفر کرد با این که تنها بود اما عشق به علم کردن

 پرچم کوچکش بر روی قله ای که هزاران بار فتح شده

نیرویش را دو چندان می کرد. رفت و رفت تا نزدیکی قله رسید

 ، شب بود خواست کمی استراحت کند در تاریکی شب و

 زیر نور چراغ قوه کوچکش همینطور که مشغول گاز زدن نان و

پنیر بدون ترانس بود! ناگهان پایش به طرفی لغزید و به پایین

 پرت شد(از بس که وول می خورد!) در حال سقوط خدا را به

 تمام مقدسات قسم داد انگار به همه آنها ایمان کامل پیدا

 کرده بود! ناگهان دستاویزی یافت، مثل ندید بدیدها به آن

 چسبید و طنابش را به زور دور آن پیچید ولی در هر حال

 آویزان بود! بازهم شروع به قسم دادن کرد ، ندایی به او

 گفت آیا اطمینان داری خداوند می تواند به تو کمک کند؟

گفت:آری ،برای بار دوم و سوم ندا دهنده سوالش را تکرار

کرد و هر بار کوهنورد جواب مثبت داد . نادی گفت : پس

طناب را رها کن تا به مدد الهی نجات پیدا کنی! کوهنورد از

شدت ترس این کار را نکرد و با همان حالت مقاومت می کرد.

چقدر او اطمینان داشت جان عمه اش!

دو روز بعد روزنامه ها در ستون ورزشی خود نوشتند

" کوهنوردی در سه متری از دامنه اورست در حالیکه به تخته

سنگی آویزان بود یخ زد و مرد!!!"

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 15:11 توسط جــــــــــارچــی| |

به نام خداوند جان آفرین

 

سلااااااااااااااااااااااااام

بعدازشروع ترم جدید ،به چشم برهم زدنی ؛یک ماه واندی بگذشت!

امشب دوباره طبع شعریم برانگیخته شد ،درآن خاموشی(قطع ناگهانی برق!!)

زیر نورادیسون کجایی که ببینی!! 

دوباره قلم دردستانم بجستندی وروی تکه ورقی شروع به خزیدن کردندی!!!

این چنین بود که چندبیت شعربرایتان بسرودم درباب فوایدخلاصه!

منتظرشنیدن این اثر گرانمایه اید ؟؟میدانم !

پس گوش به من سپارید تا برایتان بخوانم!!

دانشجویی خلاصه گرانی داشت **بهرآزمونش آرام جانی داشت

خواست بهره ای باشدش دوثمر **هرزمان که خوانَد وبیفکندش نظر

طول ترم واستراحت نگیردش غفلت **وقت امتحان نیامدش محنت

هرچه فرزانه بود دردانشگاه**بگردش درآمدند هرشام وپگاه

زیرکی پدیدشد آن دم **(گفت :توبنویس (بگذرداین هم))۱

هم خدا اجردهدت هم که دگران ***سودبرند وشوند شادان !

*****************************

۱:مصراع بیت ۵ نقل مستیم ازپندکلاه نمدی(اسرارسبزواری)

خجالتم ندهید !وای که قرمز شدم از خجالت!!

تشویق دگر بس است !من متعلق به همگی شما هستم!!قربون شما چقدرتشویق میکنید!!

کافی است تشکررر!!!عرق شرم است که سرازیرشده!

مطلبی داشت فراموشم میشد وآن اینکه به عنوان شروع فعالیت مکتب خانه درترم جدید ،

خلاصه سه درس نخست کلام جدید درقسمت پیوندهای روزانه

 قرارگرفت ومن شما عزیزان را به دانلود آن دعوت میکنم!

شادباشیدوسرفراز

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه چهارم آبان 1389ساعت 18:48 توسط ملاي درس| |

بعدمدتها قلم به دست نگرفتن ،حال که قلمی بگرفتمی وبر روی تکه کاغذی چندخطی بنگاشتم ...ازناله های پنهانم بنوشتمی تا شاید عقده دل باز کنمی ومرهمی بر قلب چاک چاکم باشد!!!

چندبیتی وصف حالم سروده ام :

چه کنیم طبع شعریم درحد سعدی وو..(کلاس میرم تازگی ها!!)

الا ای تحت وب جانم فدایت 

                             چرا رفتی ؟ندیدی حال زارم؟

دگرمن بی تو درسی را نبینم

                                دگرمن بی تو کشکم رابسابم!

خدااین تحت وب رابازگردان

                             تو غیبتهای من حاضربگردان!!

الا ، دی اس ال بی مصرف من!

                              چرا سازش نکردی بامسیرم؟

مسیرم اتصالش قطع گشته !

                                    زاین دنیا دل من،سیرگشته!

ببین شعرم چقدر بی مغز وچون است!

                                      ندارم حال شعر،حالم جنون است!

توای خواننده بیکار اینجا!

                             توهم داری دلی پرخون زاینها؟؟؟؟؟؟؟؟؟

زغیبتها دگر چاره ندارم

                             توحالم رانپرس ،حالی ندارم!

باین وضعیت اسف بارم ،این ملای مشق وجارچی مکتب خانه برایم آشی پخته اند ،ازآن آش ها !! به قول شاعر:آش کشک خالته ،بخوری پاته !نخوری پاته!دیگرمن چه بگویم!

قول خلاصه دروس آن هم به صورت عکس درسی!!آخرمن درسم کجا بوده که خلاصه ام باشه !!!

ماکه ازاین گوش بشنیدیم وازآن گوش به در کردیم !! ولی شما ازمن نشنیده بگیریدو به ملای مشق چیزی نگویید سرقولم هستم!!

 

نوشته شده در جمعه شانزدهم مهر 1389ساعت 0:16 توسط ملاي درس| |

اهالی مکتب خونه بگوش

خبر دارم خبر دارم بهوش

 

مدتی است ملای مشق چون مفلسان بر در هر آیدی می زند

 تا مگر خلاصه ای، ترجمه ای ، نمونه سوالی نصیبش شود و

 او شکر گزار روزی حلالی باشد که خداوند به او ارزانی

 داشته.از خبرها چنین برمی آید که کسب و کار پر درآمدی

 است!!! دراین ترم خلاصه هایی که ناقص بوده تکمیل و

تعدادی درس جدید نیز به یاری خدا خلاصه خواهد شد.نام

دروس بدین شرح است: کتب رجال شیعه / تاریخ تشیع1 /

 نقد و وضع حدیث /کلام و عقائد 3 / شبهه شناسی /

فلسفه اسلامی /تاریخ تشیع2 / کتب رجال اهل سنت /

توثیقات عام و خاص

 

 

 

در این کار خدا پسندانه و دانشجو ذوق کنندانه،13 نفر از

 دانشجویان همکاری دارند.که هر کدام هر تعداد درس که

تمایل داشتند تقبل کرده اند. اما با این حال تقسیم چندین

درس به پایان نرسیده و ما باز هم دستان پر مهر شما را

 میفشاریم تا مجبور شده و به ما و خودتان و دانشجویان

 سالهای بعد کمک کنید.

 

 

 

شبهه شناسی از درس ششم تا آخر// تاریخ تشیع2 از

درس هفتم تا آخر// نقد و وضع حدیث از درس 13 تا 16//

 توثیقات عام و خاص از درس نهم تا آخر ، کماکان سرشان بی

 کلاه مانده است.

هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم بنیاد حمایت از

 بیماران لاعلاج خلاصه نویس!!!

 

 

دوستانی که وجدانشان بیدار شده و میخواهند به هم

نوعانشان یاری برسانند با این آیدی تماس بگیرند

misagh136412

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مهر 1389ساعت 22:23 توسط جــــــــــارچــی| |

داغی به نام شهریه!

روزی فرزندی از کارکنان امور مالی دانشکده مجازی علوم حدیث برای گرفتن

 شهریه دانشگاه به نزد پدرش رفت

فرزند: برای ثبت نام ترم جدید 350 تومن پول می خوام

 

پدر:چی گفتی؟ 250 هزار چی چی؟؟

 

فرزند: بابا شما خودتون که دستتون تو کاره شهریست دیگه

 

پدر: ای حناق و پدر، 200 هزار تومن چه خبره؟

 

فرزند: بابا چرا هی کمش میکنید؟ اگه ندی میزکارمو غیر فعال میکننا

 

پدر: تو داری قلب منو غیر فعال میکنی 150 هزار تومن هم زیاده

 

فرزند:انگار شما نرخ شهریه دستتون نیستا.

 

پدر: دستمه که میگم دیگه، مابا 100 هزار تومن لیسانس میگرفتیم!

 

فرزند: اون مال عهد تیرکمون بود الان باید برای چند تا فیلم ضبط شده که 6

 ساله میذارنش تو میزکارمون یه عالمه شهریه بدیم

 

پدر: 50 هزار تومن از کجا بیارم؟ خب فیلم میخوای خودم کمدی و اکشنشو برات میخرم

 

فرزند: بابا باید اصل فیش واریزی رو بفرستم شهر ری! پرداخت الکترونیکی

 نیست که، زود باشید بهم بدید

 

پدر:پسر 10 هزار تومن داری بدی به من؟

 

فرزند: تازه پول جزوه و سی دی افلاین و نرم افزارها هم مونده

 

پدر: به جون خودت ماه بعد بهت پس میدم

 

فرزند:!!!!!!!

 

نوشته شده در جمعه دوم مهر 1389ساعت 15:37 توسط ملای مشق| |